شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ج : بعد از تحقق اجاره اگر مستأجر بواسطه عذرى كه داشت نتوانست از عين استفاده نمايد اين امر موجب بطلان اجاره نيست مثل اينكه مغازه و دكانى را اجاره كرد و سپس اجناس آن را سرقت كردند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
عذر مستأجر باعث بطلان اجاره نيست اگرچه به حّدى برسد كه انتفاع وى از عين متعذّر و غير ممكن باشد همچون مثالى كه مرحوم مصنف ذكر فرمودهاند يعنى دكانى را اجاره كرد و پس از آن متاع و اجناس آن مسروق واقع شد و وى دوباره قدرت ندارد بجاى آنها متاع و كالا قرار دهد .
و دليل عدم بطلان اجاره اين است كه عين سالم و براى استفاده شدن صلاحيت دارد و اين مستأجر است كه به واسطه عذر نمىتواند از آن انتفاع ببرد و مقتضاى لزوم اجاره اين است كه باطل نشود و اگر احيانا در بقاء لزومش شك كنيم استصاحب مقتضى بقاء آن مىباشد .
قوله : لا يبطلها : ضمير فاعلى به [ عذر ] و ضمير مفعولى به اجاره عود مىكند .
قوله : و ان بلغ حدا يتعذر عليه الانتفاع بها : ضمير در [ بلغ ] به عذر و در [ عليه ] به مستأجر و در [ بها ] به عين عود مىكند .
قوله : كما لو استأجر حانوتا : كلمه [ حانوت ] به معناى مى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 20
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠