حالت مضر به ميوه باشد .
و چيدن ميوهها در وقت عرفى و معمولى آنچه آنكه هردرختى بملاحظه نوع و صنفش وقت مضبوط و معينى دارد كه در آن وقت ميوههايش را مىچينند مثلا انگورى را كه براى تبديل به كشمكش مىخواهند در وقت مناسبش بچينند و انگورى را كه جهت ساختن شيره از آن - كاشتهاند همچنين در وقت مقررش از درخت بچينند .
و نيز لازمست عامل جاى تابيدن نور خورشيد جهت خشك كردن برخى از ميوهها همچون انگور براى تبديل به كشمكش را اصلاح نموده و ميوه را به آن مكان منتقل نمايد و هرچند زمانى آنها را زير و رو نموده تا بيك نسبت از نور خورشيد اطراف و جوانب ميوه استفاده نمايد .
و بايد مراعات كند كه ميوهها را بطوريكه معتبر بوده و عادتا قرار مىدهند جاى دهد .
و غير اين اعمال از افعال و اعماليكه عاملين نوعا به آن موظف و مكلّفند .
قوله : مما فيه صلاح الثمره او زيادتها : ضمير [ فيه ] بماء موصوله راجع بوده و ضمير مؤنث در [ زيادتها ] به ثمره عائد است .
قوله : حيث يحتاج اليه : ضمير در [ اليه ] به حفر راجع است .
قوله : و ما يتوقف عليه : ضمير مستتر در [ يتوقف ] به عمل راجع بوده و ضمير در [ عليه ] بماء موصوله عود مىكند .
قوله : و تهذيب الجريد : يعنى زوائد شاخهها را زدن .
قوله : ما يحتاج الى قطعه منه : ضمير در [ قطعه ] بماء
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 344
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٤