آورده شده :
از شرطى كه بايع به مشترى نموده و گفته اين متاع را به تو ميفروشم مشروط باينكه دوباره به من بفروشى چنين استفاده مىشود كه اساسا بايع قصد نقل و انتقال در بيع اول نداشته و گرنه اين شرط را نمىنمود و چون عقد تابع قصداست لاجرم انتفاء قصد مستلزم انتفاء عقد مىباشد .
جواب شارح ( ره )
مرحوم شارح در مقام جواب مىفرماين :
اين كلام ضعيف است زيرا مىتوان گفت چهبسا غرض بايع اين است كه ابتداء مشترى مالك متاع شده و سپس تملك خودش را از او تلقّى كند پس مالكيّت خود را بر مالكيّت مشترى مترتّب نمودن دلالت ندارد بر اينكه وى قصد بيع نداشته تا عقد باطل و فاسد باشد بلكه بايد گفت اساسا شرط انتقال مبيع از مشترى به بايع بواسطه عقد دوم لازمهاش اين است كه در عقد اول قصد نقل و انتقال محقق باشد زيرا انتقال دوم موقوف بر انتقال اوّلست پس چطور كسى كه قصد انتقال نداشته مىتواند چنين شرطى بنمايد .
از اين گذشته دليل ديگرى كه ما براى ضعف اينكلام داريم اين است كه :
اتفاق فقهاء بر اين است كه متعاقدان اگر بدون شرط اين عمل را انجام دهند يعنى بايع بعد از اينكه متاع را به مشترى فروخت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 381
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨١