مقصود از نقد بيع حال و از نسيئه بيع مؤجل و مدتدار مىباشد .
وجه تسميه نقد و نسيه
بيع نقد را از اينرو نقد خوانند كه ثمن در آن منقود و شمرده شده است اگرچه بالقوّه باشد مثل اينكه صيغه بيع را مىخوانند كه بعد از عقد بلافاصله مشترى پول را از كيسهاش درآورده و شمرده و به بايع تحويل دهد كه در اين موارد چون زمان بيع عقد و قبض ثمن بسيار ناچيز است لهذا اين مقدار برهه زمانى به حساب نيامده و بمنزله معدوم فرض مىگردد و در نتيجه همچون مواضعى كه پولها را قبل از اجراء صيغه شمرده و در مجلس حاضر مىكنند نقد ميخوانند .
و اما نسيئه :
كلمه [ نسيئه ] بر وزن فعليه با همزه بعد از ياء مشتق است از [ نسىء ] به معناى تأخير انداختن چيزى يا كارى چنانچه وقتى ميگويند انسأت الشئ انساء معنايش اين است :
به تأخير انداختى چيزى را تأخير انداختنى .
و [ نسيئه ] اسم مصدر است كه بجاى مصدر آن را استعمال مىنمايند چه آنكه مصدرش [ انساء ] است .
قوله : البيع الحال : يعنى بيع بدون مدت .
قوله : و هو تأخير الشئ : ضمير [ هو ] به [ النسئ ] راجع است .