مسقط ردّ و ارش مىباشد .
2 - بعد از عقد و اطلاع از عيب به همان معيب راضى شد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
همين كه مشترى بعد از علم به عيب اظهار رضايت و خشنودى به معيب كرد بدون اينكه نامى از ارش ببرد خود علامت اسقاط ارش مىباشد و در صورتى كه بگويد خيار را اسقاط كردم بطريق اولى ارش و ردّ ساقط است زيرا اگرچه در تلفظ به اين عبارت ( اسقاط خيار كردم ) نامى از خصوص هيچيك از ردّ و اسقاط نبرده ولى خيار قائم به ايندو است و وقتى لفظ عام را مورد اسقاط قرار داد معنايش اسقاط خصوص هريك از طرفين آنكه ردّ و ارش است مىباشد .
3 - بايع در وقت اجراء عقد از تمام عيوب موجوده در مبيع خود را تبرئه كند و لو بطور اجمال .
شارح ( ره ) مىفرماين :
يعنى بگويد از جميع عيوب برائت جسته و ضمان آنها را به عهده نمىگيرم كه بنابر اصحّ از قولين وقتى مشترى قبول نمود و عقد را خواندند خيار عيب او ساقط است نه حق رد دارد و نه حق گرفتن ارش .
و در اين حكم فرقى نيست بين اينكه بايع و مشترى هردو عالم به عيب بوده يا هردو جاهل بوده يا يكى عالم و ديگرى جاهل - باشد و نيز فرقى نيست بين اينكه مبيع حيوان بوده يا غير آن باشد چنانچه تفاوتى نيست بين اينكه عيب باطنى بوده يا ظاهرى باشد و اعم از اينكه عيب در وقت عقد وجود داشته يا بعدا حادث شده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 302
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٢