وقف عبارتست از محبوس نمودن و معطل كردن اصل و رها گذاردن منفعت آن .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ تحبيس الاصل ] اين است كه مالى را بحالتى قرار دهند كه شرعا در آن نتوان تصرفات ناقله از ملك انجام داد مگر در صورى كه استثناء شده و شرح آن انشاء اللّه بعدا خواهد آمد .
و سپس در دنبال [ و اطلاق المنفعة ] مىفرماين :
آنچه مرحوم مصنف در اينجا آورده تعريف وقف نيست بلكه يا ذكر بعضى از خصائص و احكام وقف بوده و يا تعريف لفظ وقف است نه بيان حقيقت آنكه البته به منظور موافقت با حديث شريفى كه از حضرات رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلم نقل شده الفاظ مزبور را مصنف ( ره ) در اينجا به كار برده و آن حديث اينستكه حضرتش فرمودند :
حبّسن الاصل و سبّل الثمره ( اصل مال را محبوس نما و منفعتش را آزاد بگذار ) .
و جهت اينكه مىگوئيم عبارت ماتن تعريف حقيقى نيست اين است كه بفرض مزبور تعريف مانع از اغيار نبوده و سكنى و دو نظيرش كه عمرى و رقبى باشند و همچنين حبس با اينكه از حقيقت وقف خارجند در تعريف داخل مىشوند چنانچه مصنف ( ره ) عنقريب به هريك از اين امور اشاره خواهد نمود .
در كتاب دروس وقف را اينطور تعريف فرموده :
وقف عبارت است از صدقه جاريه .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 329
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٩