1 - دين .
2 - قرض .
شارح ( ره ) مىفرماين :
ذكر قرض بعد از دين از باب ذكر خاص بعد از عام مىباشد .
3 - غصب .
4 - عقود معاوضى مانند بيع و صلح .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و نيز مانند اجاره و هبهاى كه در آن شرط عوض كرده باشند .
5 - جنايتى كه سبب ثبوت ديه گردد همچون جنايت خطائى و عمد الخطاء و كشتن هريك از پدر و حر و مسلمان فرزند و عبد و كافر را و نيز مانند شكستن استخوان كسى اگرچه از روى عمد باشد و همچنين جنايت جايفه و مأمومه .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و نيز مانند جنايت منقله كه در تمام اين امثله ( از شكستن استخوان به بعد ) صرفا ديه ثابت ميگردد نه قصاص چه آنكه در صورت عمد اگر قصاص ثابت شود چه بسا منجر به ضرر و اجحاف بر مقتص منه شود .
قوله : و عمد الخطاء : قتلى را گويند كه شبيه به خطاء باشد چنانچه با فعلى كه غالبا سبب قتل نمىشود شخص را بدون اينكه قصد كشتن او را داشته باشد مورد فعل قرار دهد و اتفاقا منجر به قتل و كشتنش شد .
قوله : قتل الوالد ولده الخ : چنانچه در كتاب ديات مرقوم است اين سه نفر را بواسطه قتل مذكورين قصاص نكرده تنها
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 140
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٠