كافى مىدانند .
قوله : فلو وضعها : ضمير به [ حصاة ] راجع است همانطورى كه ضمير در [ طرحها ] چنين مىباشد .
قوله : صدق اسمه : يعنى اسم ( رمى ) .
قوله : نسب ذلك : يعنى عدم اجزاء وضع يا طرح حصاة بر روى جمره را .
قوله : و هو يدل على تمريضه : ضمير [ هو ] به [ نسبت ] راجع بوده و ضمير در [ تمريضه ] به قول عائد است .
متن :
بما يسمى حجرا ، فلا يجزئ الرمي بغيره و لو بخروجه عنه بالاستحالة ، و لا فرق فيه بين الصغير و الكبير و لا بين الطاهر و النجس ، و لا بين المتصل بغيره كفص الخاتم لو كان حجرا حرميا ، و غيره .
شرح فارسى :
و : مرحوم مصنف مىفرماين :
شرط است ريگى را كه بجمره مىزنند سنگ بوده و اين اسم بر آن اطلاق شود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بنابراين پرتاب غير سنگ مجزى نيست اگرچه قبلا سنگ بوده و بواسطه استحاله پيدا كردن به چيز ديگرى مبدل شده باشد چه آنكه در وقت ( رمى ) بايد سنگ باشد و حالت سابق آن مناط نيست .
ناگفته نماند : در مجزى بودن رمى سنگ فرقى نيست بين اينكه ريگ كوچك باشد يا بزرگ ، پاك باشد يا متنجّس ، به چيز ديگرى متصل باشد مانند نگين انگشترى مشروط باينكه از سنگهاى حرم باشد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 54
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٤