قوله : و قد اقتصر هنا و فى الدروس عليه : ضمير به [ فعله ] عائد است .
قوله : اعتبر كونه مع ذلك : ضمير در [ كونه ] به رمى راجع بوده و مشاراليه [ ذلك ] ، بفعله مىباشد .
متن :
بما يسمى رميا ، فلو وضعها ، أو طرحها من غير رمي لم يجز ، لأن الواجب صدق اسمه ، و في الدروس نسب ذلك إلى قول و هو يدل على تمريضه .
شرح فارسى :
ه : مرحوم مصنف مىفرماين :
واجب است كه به نحوى ريگ را بجمره بزنند كه به فعلشان لفظ ( رمى يعنى پرتاب و انداختن ) صادق باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بنابراين اگر ريگ را روى جمره قرار داده يا در بالاى آن بايستد و ريگ را از دست خود رها كنند و بجمره اصابت نمايد بدون اينكه عنوان ( رمى ) محقق شود مجزى نمىباشد زيرا چنانچه گفته شد آنچه در اين مقام معتبر و واجب است اين است كه بايد اسم ( رمى ) صدق كند .
مرحوم مصنف در كتاب دروس فرموده :
« اگر ريگها را به روى جمره قرار دهد يا طرح نمايد بدون اينكه عنوان رمى را ملاحظه كند طبق رأى بعضى مجزى نيست » .
و بدين وسيله عدم اجزاء در دو صورت مزبور را به ديگرى نسبت دادهاند و اين نحو از تعبير دلالت بر تضعيف قول نام برده داشته و مىتوان گفت مرحوم مصنف در كتاب دروس گويا وضع و طرح را نيز
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 53
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٣