است كه به لحاظ بهم خوردن موالات تدارك ممكن نيست ولى اگر لااقل چهار ريگ بجمره زد و سپس آن را قطع نمود و پس از ساعتى خواست دنباله آن را تكميل كند مىتواند بقيه آن را كامل نمايد .
و سپس در ذيل ( مصيبة للجمرة ) مىفرماين :
مقصود از جمره همان بناء مخصوص يا مكانى است كه بناء بر آن استوار شده باضافه اطراف و حوالى بناء كه محل اجتماع ريگها مىباشد چنانچه مرحوم مصنف در كتاب دروس جمره را اينطور معرفى فرموده .
ولى بعضى ديگر از فقهاء فرمودهاند : جمره عبارت است از محل اجتماع ريگها ولى نه آن قسمتى كه ريگها بطور پراكنده و متفرق از هم افتادهاند .
برخى ديگر گفتهاند : جمره زمينى است كه اين بناء در آن قرار گرفته .
و بهر تقدير همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده عدد معتبر از ريگها بايد بجمره برخورد كند بنابراين اگر رامى ريگ را انداخت ولى اصابت نكرد از عدد معتبر و واجب محسوب نمىشود و اگر شك در اصابت نيز نمايد بنابر عدم اصابت گذاشته و دوباره آن را اعاده كند چه آنكه اصالة عدم الاصابة مقتضى اين حكم است .
قوله : فلا يجزى ما دونها : ضمير به [ السبع ] راجعست .
قوله : فلو اقتصر عليه : يعنى اكتفاء بما دون كند .
قوله : و لم يبلغ الاربع : ضمير فاعلى در [ لم يبلغ ] به مادون راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 49
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩