2 - ملتزم شويم كه صد و احصار در اينجا تحقق ندارد و احكام اين دو نسبت به اين مورد جارى نيست و دليل آن اصالة البقاء على الحج است به اين معنا كه چون تصريحى در دليل نشده شك ميكنيم در اينكه آيا مىتوان به احكام صدّ و احصار در اينجا نيز عمل نمود و يا نمىتوان بناچار اصالة البقاء بر حج و عدم جواز خروج از احرام مقتضى است كه از احرام خارج نشده و در نتيجه به احكام مذكور عمل نكنيم .
اما در جائى كه وى جهت انجام دو عمل مزبور ( رمى و ذبح ) بتواند نائب بگيرد بر وى گرفتن نائب واجب است و سپس به واسطه حلق يا به جاى آن تقصير محلّ شده و باقى افعال را انجام دهد .
قوله : عن مناسك منى يوم النحر : اعمال منى در روز قربانى كه دهم ذى حجة الحرام باشد سه عمل است :
حل ، رمى جمره عقبه ، قربانى .
قوله : اذا لم يمكنه : ضمير به حاج راجع است .
قوله : و فى تحققهما به نظر : ضمير تثنيه به [ صدّ و احصار ] و ضمير [ به ] به ( منع از مناسك منى ) راجع بوده و مقصود از [ نظر ] وجود دو احتمال است .
قوله : من اطلاق النص : دليل جريان احكام و تحقق صدّ و احصار است .
مؤلف گويد :
از جمله اطلاقات وارده حديث مرسلهاى استكه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 9 ص 303 به اين شرح نقل نموده :
محمد بن على بن الحسين در كتاب ( المقنع ) روايت را به طور
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 363
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٣