محلّ شود و از اجتناب تمام محرّمات احرام حتى زنان بدر آيد بدون اينكه حالت منتظرهاى داشته يا لازم به انجام طواف النساء باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقوصد از [ عما ذكره ] موقفين و دخول مكه و اعمال آن بوده و از [ غيره ] غير طريق مصدودعنه مىباشد .
و بهر تقدير ناسكى كه بواسطه عدو و دشمن از اين اعمال ممنوع واقع شد و از راه ديگرى نيز نتواند خودش را ملحق به ناسكين نموده و اعمال را انجام دهد و قبل از تمام و انقضاء وقت نيز احتمال و اميد بر طرف شدن مانع را نداشته باشد بايد طبق فرموده مصنف قربانى سوق داده شده يا غير آن را ذبح نموده و بدين وسيله بعد از تقصير يا حلق از تمام محرمات احرام حتى زنان محلّ شود .
قوله : و لكن لا نفقة له تبلّغه : ضمير در [ له ] به مصدود راجع بوده و ضمير فاعلى در [ تبلّغه ] به نفقه و مفعولى به [ مصدود ] عود مىكند .
متن :
و لو أحصر من عمرة التمتع فتحلل فالظاهر حل النساء أيضا ، إذ لا طواف لهن بها حتى يتوقف حلهن عليه و وجه التوقف عليه إطلاق الأخبار بتوقف حلهن عليه من غير تفصيل .
احكام متفرقه صد و احصار
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :