وجه قصور دلالى اين اخبار آنست كه مدّعا سقوط قضاء در جائيست كه ظنّ مستند بمجرّد ظلمت بوده و صائم بدون تحقيق بيشترى افطار كرده باشد ولى اخبار متضمّن اين مضمون نيست بلكه سقوط قضاء و صحّت روزه را در جائى فرموده كه افطار ناشى از ظنّى باشد كه صائم مكلّف به همان بوده و بيش از آن عهدهدار تكليف نبوده مثل اينكه آسمان ابرى بوده كه بجز عمل بظنّ راه ديگرى نيست چنانچه در خبر اخير تصريح به آن دارند و حديث اوّل اگرچه مطلق است ولى بقرينه دو خبر ديگر آن را نيز به همين معنا بايد حمل نمود و سقوط قضاء در اين مورد و اشباه آن چنانچه قبلا گفتيم مورد قبول است ولى صورت و فرضيكه مورد ادّعاء است غير اين بوده و دليلى مناسب با آن در دست نيست .
و سپس شارح مىفرماين :
به مقتضاى فرموده قبلى مصنّف ( او تناول من دون مراعاة ممكنة الخ ) صائم مزبور بايد روزهاش را قضا كند زيرا رعايت وقت را نكرده اگرچه ظن بحصول و دخول آن داشته است چنانچه مرحوم مصنّف در كتاب دروس اين قيد يعنى ( و ان ظنّ ) را صريحا تذكّر داده است .
قوله : الفاضلان : مقصود مرحوم محقّق حلّى و علّامه حلّى مىباشد .
قوله : ظانّا دخوله : يعنى دخول ليل .
قوله : المثيرة للظنّ : كلمه [ مثيرة ] به صيغه اسم فاعل يعنى باعث و موجب .
قوله : مع تقصيره فى المراعاة : ضمير در [ تقصيره ] به افطاركننده راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 35
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥