بين ) كه موضوع تخيير بود منتفى شد .
و محتمل است كه ضمير در ( ما بينه ) به ( الفجر ) عائد باشد چه آنكه ظاهر عبارت بر اين گواه است بنابراين معناى عبارت چنين مىشود :
كسى كه قضاء ماه رمضان را بجاى مىآورد بين طلوع فجر و زوال ظهر مخيّر است در ادامه روزه يا افطار آن .
سپس مىفرماين :
و بهر تقدير تخييرى كه گفته شد در جائى است كه مكلّف براى قضاء روزهها وقت واسعى داشته باشد اما اگر بواسطه فرارسيدن رمضان در ضيق و تنگناى واقع شد تخيير مذكور ساقط شده و متعيّنا لازم است روزه را گرفته و افطار نكند .
چنانچه كسى كه بواسطه ظن به وفات خويش زمان قضاء روزهها را ضيق و تنگ يافت حكمش همين است بلكه هر واجب موسّعى كه بعلل و عوارضى تأخير افتاد و زمان امتثالش ضيق شد واجد همين خصيصه و حكم است .
لازم به يادآورى است كه اگر مكلّف در زمان ضيق روزه را افطار نمود يا اصلا به گرفتن آن مبادرت نكرد و بدينوسيله قضاء سال گذشته از رمضان امسال تأخير افتاد كفّاره بر او لازم نمىآيد فقط براى هر روز قضاء لازمست يك مدّ طعام كه از آن به ( فديه ) نام مىبرند به فقير بدهد .
مؤلف گويد :
امّا مدرك تخيير قبل از زوال و جواز افطار روزه رواياتى است كه در اين باب وارد شده از جمله روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 7 ص 253 به اين شرح نقل فرموده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 150
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٠