بوده واجب است اگرچه مادرش براى داشتن شير صلاحيّت داشته و بالفعل شير نداشته باشد و آن ماده شترى كه 2 تا 3 ساله باشد .
8 - 46 شتر : كه در آن يك شتر مادهاى كه بين 3 تا 4 ساله باشد بايد بدهد و نوعا شتران ماده در اين سنين صلاحيّت براى باربرى يا رفتن نر روى آنها را دارند .
9 - 61 شتر : كه در آن لازمست يك شترى كه بين 4 تا 5 ساله است بدهد و از آن به جذعه ( بفتح جيم و ذال ) تعبير مىكنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
وجه تسميه آن به نام مذكور آنست كه اينحيوان در سنّ مزبور دندانهاى جلو را مىاندازد چه آنكه [ جذع ] به معناى [ سقط ] است .
10 - 76 شتر : كه در آن دو بنت لبون بمعنائى كه گذشت لازم است .
11 - 91 شتر : و آن در دو حقّه بمعنائى كه ذكر شد بايد بدهد 12 - 121 شتر : كه در آن مخيّر است بين اينكه آنها را پنجاه تا پنجاه تا حساب نموده و براى هر پنجاه شتر يك حقّه بدهد يا چهل تا چهل تا محاسبه كرده و بابت هر چهل رأس شتر يك بنت لبون بدهد بنابراين در محاسبه اوّل دو حقّه و در دوّم سه بنت لبون بر او واجب است كه بدهد .
قوله : يشترط بلوغه فى وجوبها : ضمير در [ بلوغه ] به مقدار و در [ وجوبها ] به زكات راجعست .
قوله : او وجوب قدر مخصوص منها : تقدير عبارت چنين است او فى وجوب قدر مخصوص من الزّكوة ، و اين عبارت به منظور ادخال نصب
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 30
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠