بلكه به آنچه كه بخواهد جايز است .
سپس مىفرماين :
در وجوب ثناء علاوه بر حمد نظر و اشكال است چه آنكه دليلى بر وجوب آن در دست نيست و عبارات كثيرى از فقهاء از جمله مرحوم مصنّف در كتاب ذكرى از ذكر آن خالى است .
البتّه در خطبههائى كه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده موجود است ولى مجرّد بودن آنها دليل بر وجوب نيست ، زيرا اين خطبهها علاوه بر ثناء مشتمل بر امور زائد بر اقل واجب كه قطعا مستحبّ و مندوب هستند مىباشند .
3 - پس از ثناء لازمست صلوات بر پيغمبر اكرم ( ص ) و آل اطهارش عليهم السّلام بلفظ ( الصّلوة ) بفرستد و اگر خواست آن را مقرون به نسب و اوصاف شريفه ديگر قرار دهد .
4 - و در مرتبه چهارم لازم است مستمعين را موعظه نموده و آنها را به تقوى وادار و بر اطاعت حقتعالى تحريص نموده و از معاصى حضرتش تحذير نمايد و از مغرور شدن به دنيا و حطام آن برحذر دارد .
و براى موعظه نيز لفظ خاصّ و معيّنى وارد نشده چنانچه در مقدار آن نيز حدّى معيّن نشده بلكه مسمّاى آن كافيست ، بنابراين اگر در مقام موعظه تنها به خواندن : و اطيعوا اللّه و اتّقوا اللّه ، اكتفاء كند مجزيست .
بعد مىفرماين :
ممكن است علاوه بر اين مقدار حث بر طاعت و زجر و معصيت نيز واجب باشد چه آنكه شارع مقدّس در خطب منقوله اين امر را مراعات فرموده و تأسّى به حضرتش مقتضى وجوب است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 51
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١