تعبير نمود تغيير عبارت مقتضى است كه بين تمثال و صورت فرق باشد لذا ممكن است بگوئيم صورت اعم است از نقش حيوان يا غير آن ولى تمثال اختصاص به نقش حيوان دارد بنابراين ذكر صورت بعد از تمثال از باب ذكر عام بعد از خاص مىشود .
البتّه عام به لحاظ شمولش نسبت بخاصّ ذكر آن چندان حسن و لطافتى ندارد مگر جهت عارضهاى سبب ملاحت و حسن آن شود مثل اينكه در اينجا مرحوم مصنّف بداعى تفنن در عبارت اينعمل را مرتكب شده و آن خود از اسباب لطافت است .
سپس مىفرمايد :
معناى اوّلى كه ابتداء براى صورت گفتيم يعنى صورت را اختصاص به حيوان داده و تمثال را اعم از آن دانستيم اولى و بهتر است زيرا مغايرت بين اين دو محفوظ بوده و از باب ذكر خاصّ بعد از عامّ مىشود و محذورى كه در عكس آن گفتيم اينجا لازم نميآيد تا متوسّل بوجوه عارضه و طاريه شده و بدين وسيله كلام را توجيه كنيم .
قوله : اعمّ من كونها : ضمير مؤنّث به تماثيل راجعست .
قوله : و غيره : يعنى غير حيوان .
قوله : او خاتم فيه صورة حيوان : ضمير در [ فيه ] بخاتم راجع است .
قوله : و يمكن ان يريد بها : ضمير در [ بها ] به صورت راجع است .
قوله : و غاير بينهما : ضمير در [ غاير ] بمصنّف و در [ بينهما ] به مثال و صورت راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 191
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩١