شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ح : و دهانش را نيز مستحب است به بندند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين حكم نيز مربوط به بعد از موت بوده كه فورا به آن اقدام كرده تا ميّت قبيح المنظر نشود .
و همچنين مستحب است دو استخوان لحيه يعنى دو استخوان طرفين صورت را بسته تا پائين نيفتند .
قوله : و يطبّق فوه : ضمير در [ فوه ] به محتضر راجعست .
مؤلف گويد :
مقصود از بستن دهان محتضر پس از حصول موت اين نيست كه در دهانش چيزى بگذارند بلكه مراد آنست كه دهان وى را طورى ببندند كه فكّ بالا بر فكّ پائين منطبق شود .
قوله : لئلا يسترخى : كلمه [ استرخاء ] يعنى آويزان و شل شدن .
متن :
« و تمد يداه إلى جنبيه » و ساقاه إن كانتا منقبضتين ، ليكون أطوع للغسل و أسهل للدرج في الكفن .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ط : مستحب است دو دست ميّت را از طرفين او بكشند تا بعد به صورت كج نماند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و نيز اگر در حال نزع ساق پاهاى وى جمع و دو تا مانده آنها را بكشند و به صورت مستقيم درآورده تا براى غسل بهتر و به منظور كفن كردن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 406
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٦