شاهد در دو جمله « شعيث ابن سهم » و « شعيث ابن منقر » بوده كه هردو اسميّه هستند وأصل آن « أشعيث » با همزه در اوّل وتنوين در آخرش بوده منتهى بجهت ضرورت شعري هردو حذف شدهاند ومعناى آن چنين است :
نميدانم كداميك از اين دو نسبت صحيح است .
ومثل آن است بين زهير كه سابقا ذكر شد .
سپس مصنّف مىگويد :
غلط واشتباهى كه ابن شجرى در اينمقام مرتكب شده اينستكه وى توهم كرده « أم » در اين بيت از قسم اوّل بوده ومعناى استفهام از همزه مسلّما قصد نشده زيرا استفهام با درايت منافاة دارد .
ولى جواب وى اينستكه وقتي مىگويند :
علمت أزيد قائم .
معنايش اينستكه : علمت جواب أزيد قائم .
وهمچنين است اگر بگويند :
ما علمت أزيد قائم .
يعنى : ما علمت جواب أزيد قائم .
وبدين ترتيب آوردن همزه استفهام با فعل درايت تنافى پيدا نكرده وهمزه داراى همان معناى استفهام بوده در نتيجة « أم » از قبيل قسم دوّم مىباشد .
وگاهى أوقات « أم » قسم دوّم بين دو جمله مختلف واقع ميشود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
أأنتم تخلقونه أم نحن الخالقون ( آيا شما آنرا خلق مىكنيد يا ما آفرينندهاش هستيم ) .
شاهد در دو جمله « أنتم تخلقونه » و « نحن الخالقون » مىباشد كه جمله اوّلى فعليه ودوّمى اسميه است البتة اين كلام مبتنى بر احتمال أرجح وبهتر است كه كلمه « أنتم » در جمله اوّلى فاعل براي فعل محذوف باشد .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٧