يعنى : وياد مىكنيم روزى را كه آن زن با روئى گشاده مواجه با ما مىشد گويا آهوئى بود كه ميل كند وگردن بكشد بسوى درخت صاحب برگ .
شاهد در « ان » است كه بين « كاف » ومجرورش يعنى « ظبية » زائده آمده .
البتة اين بيت بنابر روايت جرّ « ظبية » شاهد براي موضع سوّم مىباشد .
4 - موضع چهارم بعد از « إذا » است همچون قول أوس بن حجر :
فامهله حتّى إذا ان كانّه * معاطى يد من جملة الماء غارف
يعنى : پس آنمرد صيد را مهلت داد تا آنكه گويا حال آن صيد مانند حال غرق شدهاى بود كه دهنده باشد دست خود را در جائيكه آب بسيار بروى هم انباشته شده باشد به منظور خلاص شدن از غرق وآشاميده باشد آبرا بخاطر رفتن آن در حلق أو .
شاهد در لفظ « ان » است كه بعد از « إذا » زائده واقع شده .
سپس مصنّف گويد :
اخفش اينطور گمان نموده كه « ان » در غير مواضع چهارگانه نيز زائد واقع مىشود ومضارع را نصب مىدهد همانطورى كه « من » و « باء » زائده باسم جرّ مىدهند ودو آية شريفه ذيل را از همين قبيل دانسته : وما لنا ان لا نتوكّل على اللّه ( چيست كه ما بر خداوند توكّل نمىكنيم ) .
شاهد در لفظ « ان » است كه زائده بوده وبه « نتوكّل » نصب داده ودر عين حال هيچيك از مواضع چهارگانه بر آن صادق نيست .
ونيز :
وما لنا ان لا نقاتل في سبيل اللّه ( چيست كه ما در راه خدا جهاد نمىكنيم ) .
شاهد در لفظ « ان » است كه زائده بوده وبه « نقاتل » نصب داده ودر عين حال هيچيك از مواضع چهارگانه بر آن صادق نيست .
ولى غير اخفش از أدباء ديگر مىگويند « ان » در ايندو آية وأمثال آن مصدريّه