دلالة عليهما : ضمير در « عليهما » به واو و ياء برمىگردد .
صنّ : در اصل « صونّ » بود آن را به باب « فعل » برديم صونّ شد سپس ضمّه چون بر « واو » ثقيل بود به ماقبلش نقل داديم و پس از سلب واو را حذف كرديم « صنّ » شد و به همين قياس است باقى صيغهها تا آخر .
بعن : در اصل « بيعن » بود آن را به باب « فعل » برديم بيعن شد سپس كسره چون بر ياء ثقيل بود به ماقبلش داديم و پس از سلب حركت ما قبل ( باء ) مكسور گشت التقاء ساكنين شد بين ياء و عين ، ياء را حذف كرديم « بعن » شد و به همين قياس است باقى صيغهها تا آخر .
متن : و اذا بنيته للمفعول كسرت الفاء من الجميع ، فقلت : صين و اعتلاله بالنّقل و القلب .
و بيع و اعتلاله بالنّقل .
و نقول فى المضارع : يصون و يبيع و اعتلالهما بالنّقل .
و يخاف و يهاب و اعتلالهما بالنّقل و القلب .
ترجمه :
و زمانيكه آن را براى مفعول بنا كنى فاء الفعلش را از جميع ابواب بايد كسره دهى پس بگو : صين و اعلال آن هم با نقل بوده و هم با قلب .
و نيز بگو : بيع و اعلالش تنها با نقل مىباشد .
و در مضارع ايندو بگو : يصون و يبيع و اعلال آنها فقط با نقل مىباشد .
و همچنين بگو : يخاف و يهاب و اعلال ايندو با نقل و قلب مىباشد .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٦