ما كان حرف المضارعة منه : ضمير در « منه » به مضارع برمىگردد .
الّا ما كان ماضيه على اربعة احرف : ضمير در « ماضيه » به « ما » برمىگردد .
فانّ حرف المضارعة منه : ضمير در « منه » به « ما كان ماضيه على اربعة احرف » برمىگردد .
متن :
و علامة بناء هذه الاربعة للفاعل كون الحرف الّذي قبل آخره مكسورا ابدا مثاله من يفعل ، ينصر ، ينصران ، ينصرون الى آخر .
و قس على هذا ، يضرب و يعلم و يدحرج و يكرم و يقاتل و يفرّح و يتكسّر و يتباعد و نيقطع و يجتمع و يحمرّ و يحمارّ و يستخرج و يعشوشب و يقعنسس و يسلنقى و يتدحرج و يحرنجم و يقشعرّ .
ترجمه :
و نشانه بنا شدن اين چهار فعل براى فاعل آنست كه حرف پيش از آخر هميشه مكسور است مثال آن از يفعل ، ينصر ( كمك مىكند يكمرد غائب در زمان آينده ) ، ينصران ( كمك مىكنند دو مرد غائب در زمان آينده ) ، ينصرون ( كمك مىكنند مردان غائب در زمان آينده ) تا آخر و قياس كن بر آن افعال :
يضرب ( مىزند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يعلم ( مىداند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يدحرج ( مىغلطد يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يكرم ( احسان مىكند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يقاتل ( زدوخورد مىكند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يفرّح ( شاد مىكند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
و يتكسّر ( قبول شكستن مىكند يكمرد غائب در زمان آينده ) .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨