ارض مسبعة و مأسدة و مذئبة و مبطخة و مقثأة .
ترجمه :
و امّا در غير صحيح الفاء و اللّام اسم زمان و معتلّ از معتلّ الفاء ( مثال ) هميشه مكسور است مانند : موعد ( محل و زمان وعده ) و موضع ( محل و زمان نهادن ) .
و از معتلّ اللّام ( ناقص ) هميشه مفتوح مىباشد مانند : مرمى ( محلّ و زمان تير انداختن ) مأوى ( مكان ) .
و گاهى به بعضى از آنها تاء تأنيث ملحق مىشود مانند مظنّة ( محلّ و زمان گمان ) و مقبرة ( محلّى كه ميّت را در آن مىخوابانند ) و مشرقه ( محلّ و زمان تابيدن ) .
و گفتن « مقبرة و مشرقه » بضمّ باء و راء شاذّ و بر خلاف قياس است .
اسم زمان و مكان از افعاليكه بيشتر از سه حرفى هستند همچون اسم مفعول آنها مىباشند مانند :
مدخل ( محلّ و زمان داخل كردن ) و مقام ( محلّ و زمان به پا داشتن ) .
ايندو اسم زمان و مكان از باب افعال بوده كه اسم مفعول آن نيز همين وزن مىباشد .
بايد توجّه داشت وقتى شيئى در مكانى زياد و شايع بود در تعبير از آن وزن « مفعله » را مورد استفاده قرار مىدهند مشروط باينكه كلمه از ثلاثى مجرّد باشد مانند :
ارض مسبعة ( زمينى كه درّنده و سباع زياد دارد ) ارض مأسدة ( زمينى كه شير زياد دارد ) ارض مذئبة ( زمينى كه گرگ زياد دارد ) ارض مبطخة ( زمينى كه خربزه زياد دارد ) ارض مقثأة ( زمينى كه خيار زياد دارد ) .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٠