تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥

زبانحال عليا مخدّره حضرت زينب سلام اللّه عليها با زن غسّاله در خرابه

آن معصومه را برهنه كرده روى تخته انداختند زبانحال عليا مخدّره به غساله شعر
بيا تو اى زن غسّاله از طريق وفا * به اين صغيره بده غسل از براى خدا مكن خيال كه او از اهل روم تاتار است * كه غسل دادن او سخت برتو دشوار است سرور سينهء سلطان عالمين است اين * صغيره فاطمه مظلومهء حسين عليه السّلام است اين مگو كه از چه رخ او چه كهربا باشد * ز داغ تشنگى دشت كربلا باشد مگو كه زخم به پايش برون بود از حدّ * به روى خار مغيلان دويده او بىحدّ مگو چه شد كه به خوارى سپرده جان اين طفل * شبى به شام سيرى نخورده نان اين طفل رخ چو ماه منيرش اگر بود نيلى * به راه شام بسى خورده از جفا سيلى اگر شكسته سر اين نديده كام بود * ز ضرب سنگ سر كوچه‌هاى شام بود جراحتى كه خود اين طفل را به شانه بود * ز ضرب كعب نى و چوب و تازيانه بود
غسّاله مشغول غسل دادن و زنان به سر و سينه زدن بعد از غسل در همان