تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حضرتش به كوفه روند ولى امام عليه السّلام توقف مىفرمود و رفتن به كوفه را به تعويق مىانداخت و جوابشان را نمىداد و پيوسته اشراف كوفه نامه‌ها به همين مضمون مىفرستادند و آخرين رسولى كه از كوفه به مكّه آمد هانى بن هانى السبعى و سعد بن عبد اللّه الجعفى بود و مضمون نامه ايشان كه خدمت امام عليه السّلام آوردند چنين بود : امّا بعد : اين نامه به حضرت حسين بن على عليهما السّلام مىباشد ، اهل كوفه انتظار قدوم شما را مىكشند و همگان برخلافت آن حضرت متّفق شده‌اند و رأيشان برامارت شما قرار گرفته و هيچ توقف نمىبايد نمود و در آمدن مىبايد تعجيل كرد و اين ساعت هنگام آمدن و لشگر كشيدن است ، صحراها سبز و ميوه‌ها رسيده و همه‌جا گياه بسيار روئيده و به سعادت بايد حركت فرمود و اهمال نبايد كرد و چون به كوفه رسى لشگرهائى كه براى شما ساخته شده‌اند در خدمتت جمع شده و كمر خدمت و جان‌نثارى برميان بندند و السّلام عليك و رحمة اللّه و بركاته . در ترجمه تاريخ اعثم كوفى است كه امام حسين عليه السّلام از هانى و سعيد پرسيدند : كدام جماعت اين نامه‌ها را نوشته‌اند ؟ گفتند : يابن رسول اللّه شبث بن ربعى و حجار بن الحجر و يزيد بن الحارث و يزيد بن برم و عروة بن قيس و عمرو بن الحجّاج و محمّد بن عميره اتّفاق كرده اين نامه را نوشته‌اند . آنگاه امام حسين عليه السّلام برخاسته و وضوء ساخته و ميان ركن و مقام نماز گذاردند و پس از نماز دعاها نموده و از خداى تعالى در اتمام آن توفيق خواستند .

نوشتن امام عليه السّلام جواب نامه اهل كوفه را و فرستادن حضرت مسلم بن عقيل را با آن

امام عليه السّلام پس از خواندن نماز و دعاء نمودن نامه‌اى به اهل كوفه به اين مضمون مرقوم فرمودند :