تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
شده بود لذا از روى تعجّب گفت : مىگويند على بن الحسين در كربلاء كشته شد پس شما كيستى ؟ امام زين العابدين با چشم گريان فرمود : او برادر عزيزم بود كه مردم تو وى را كشتند . ابن شهرآشوب مىنويسد : يزيد گفت : عجب دارم از پدرت كه پسرهايش را همه على نام نهاده . حضرت فرمودند : چون پدرش را بسيار دوست مىداشت اولادش را بنام پدر مىخواند يزيد گفت تو آن كسى هستى كه پدرت دعوى سلطنت و خلافت مىكرد الحمد للّه كه نصيب وى نشد و خداوند مرا براو ظفر داد سرش را بريدم و بستگان او را اسيروار خوار و زار شهرها كردم كه همه دور و نزديك ديدند و شما را يار و هوادار نبود كه نجات بدهد . حضرت فرمود : كيست در عالم كه سزاوارتر از پدرم به خلافت باشد چونكه فرزند پيغمبر شما بوده است
جزا دهد هركه باشد سزاى تاج و سرير * كه بود حضرت او معنى جلال و جمال روان عقل و هنر كيمياى هوش و خرد * جهان شوكت و فر آسمان قدر جلال صحيفه ادب و فرّ مجد و دفتر علم * سفينه كرم و كنز جود و گنج نوال نزول رحمت خلّاق را دلش جبريل * قبول قسمت ارز اقرا كفش ميكال