تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 918

مساهمون:

ص٩١٨
زيرا اگر او و پدرش معاويه لعنة اللّه عليهما غاصبانه و عدوانا خلافت كردند ، اين خلافت قطعا از جانب اللّه نبوده مثل سلطنت نمرود و شداد و بخت النّصر و امثال ايشان از طواغيت چنانچه معاوية ابن ابى سفيان روزى همين استدلال را با امام حسن عليه السّلام نمود حضرت فرمود الخلافة لمن عمل بكتاب اللّه و سنّة نبيّه ليست الخلافة لمن خالف كتاب اللّه و عطّل السّنّة خلافت از براى كسى است كه عمل به كتاب اللّه و سنّت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كند نه آنكه مخالفت با كتاب اللّه كند و معطّل بگذارد سنّت رسول اللّه را آن خلافت نيست و خليفه هم خليفه نيست . در كافى حضرت صادق عليه السّلام در اين باب مثل مىزند به كسى كه لباسى در بردارد و ديگرى از براو بكند و غصب كند آيا صاحب لباس مىشود اينست كه شاه اولياء در خطبهء شقشقيّه مىفرمايد اما و اللّه لقد تقمصّها فلان و انّه يعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّخى ينحدر عنّا السّيل و لا يرقى الطّير فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا الخ
كى كسى ابليس را داده است برآدم شرف * كه كسى كرد اهرمن را برسليمان اختيار
تبرمذاب بعد از ذكر استدلال يزيد به آيهء قل اللّهم مىگويد از تاريخ عين القضاء نقل شده كه چون سر مظلوم كربلا را پيش روى يزيد نهادند و كان بيده قضبب فكشف عن شفيته و ثناياه و نكثهما بالقضيب در دست يزيد چوبدستى از جنس خيزران بود و به آن چوب دو لب قرآن‌خوان ابى عبد اللّه عليه السّلام را از هم باز مىكرد و دندانهاى حضرت را بيرون مىانداخت بعد به لبهاى مبارك چوب مىزد و اشعارى مىخواند كه ليت اشياخى ببدر شهدوا كجايند آباء و اجداد و پيران ما كه در غزوهء بدر حاضر بودند و در دست اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله كشته شدند بيايند ببينند كه چگونه تلافى به آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله كردم سرهاى اولادش را بريدم و كفر باطنى خود را ظاهر كردم مردم شامى حاضر بودند و اين كفرها را از يزيد شنيدند
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 918 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى