سپس امر كرد برايش تاجى جواهرنشان ساخته و تختى مرصع به سنگهاى قيمتى بسازند و سركردهها و كدخدايان و بزرگان هرصنف و حرفهاى را فراخواند و به آنها دستور داد كه شهر را در كمال زيبائى زينت كرده و آئين ببندند و تمام اهل شهر را مؤظف و مكلّف نمود كه لباسهاى زينتى پوشيده و خود را بيارايند و از وضيع و شريف ، غنى و فقير ، امير ، مأمور خرد و كلان ، رجال و نسوان پير و جوان در كوچهها و محلّهها و خيابانها بطور دسته جمعى رفت و آمد كرده و به هم تبريك و تهنيت بگويند .
بارى پس از آنكه شهر زينت شد و مراسم آئينبندى به اتمام رسيد و تاج و تخت آن پليد آماده گشت روزى را براى ورود اهل بيت و ذرارى بتول اطهر سلام اللّه عليها تعيين كرد و دستور اكيد داد كه در آن روز خلايق به استقبال رفته و طبل و ساز و شيپور بنوازند و امر كرد كه جارچيان در سطح شهر جار بزنند جماعتى از اهل حجاز علم مخالفت با ما را برافراشتند و به قصد براندازى ما به طرف عراق حركت كردند ولى عامل و والى كوفه عبيد اللّه بن زياد آنها را كشته و سرهاى ايشان را با زنان و اطفالشان امروز وارد اين شهر مىكنند هركس دوست ما است امروز شادى و خوشحالى بنمايد .
چون كمتر كسى بود كه از واقع مطّلع بوده و علم به شهادت حضرت و اسيرى اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشته باشد بلكه اساسا احدى چنين احتمالى را هم نمىداد كه امام عليه السّلام و اصحاب و فرزندان آن حضرت به چنين بلائى مبتلا شده باشند فقط لشگرى كه از كوفه به شام مىآمد و خواص يزيد پليد از واقعه مطّلع بودند لاجرم اهل شام جملگى اينطورى پنداشتند كه شخص خارجى و اجنبى از دين بدست عمّال تبهكار يزيد ملعون كشته شده ازاينرو با شعف دل و سرور كامل خود را براى استقبال و اظهار برائت از اسراء آماده نموده بودند لذا از هرگوشه و كنار شهر آواز طبل و نقاره و ساز و دهل به گوش مىرسيد برفراز بامها علمها و بيرقهاى
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 896
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩٦