يكى از آن بانوان در جواب فرمود : اى زن اين چه سؤالى است كه مىنمائى ؟
آن ضعيف گفت : من اسير بسيار ديدهام ولى هيچ اسيرى را مثل شما نديدهام با آنكه آفتاب به صورتهاى شما تابيده و گرسنگى و تشنگى به شما صدمه زده معذلك نور از سيماى شما ساطع است و دل از ملاحظه شكل و شمايل شما سير نمىشود .
در جواب گفتند : نحن بنات آل رسول اللّه و بناته و نساء الحسين عليه السّلام اى زنان ما اسيران ، دختران رسول خدائيم يعنى خويشان پيغمبريم و نيز بعضى دختران خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و بعضى ديگر عيال و حرم حسين بن على عليهما السّلام پسر پيغمبريم .
آن ضعيفه همين كه فهميد آن بانوان عيال اللّه و آل رسول هستند با دو دست به صورت خود زد و فرياد كرد : وا مصيبتاه عليكم يا اهل بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سپس از پشت بام به زير آمد دختران و خواهران و خواهرزادههاى خود را خبردار نمود كه دختران على و فاطمه و اولاد رسول اللّه را ابن زياد مانند اسيران روم و زنگبار وارد اين شهر كرده كه روزى پدر و جدّ اين محترمات در همين شهر سلطنت داشت برخيزيد آنچه از البسه و مقنعه و چادر داريد بياوريد كه خانمها سربرهنه بوده و از بىحجابى غرق عرق خجالتند .
دختران و خواهرانش آنچه لباس داشتند آوردند ، آن زن آنها را در ميان ساروقى پيچيد ، پس چادر برسر كشيد و به تعجيل از خانه بيرون آمد و خود را در ميان اسراء انداخت تا آنكه به عليا مكرّمه امّ كلثوم رسيده با كمال عجز و زارى عرض كرد : يا سيّدتى خذى فاسترى على هذه النّسوان اى خانم من اينها لباس و معجر است بگيريد به اين خانمهاى سربرهنه مرحمت كنيد تا خود را بپوشانند و آنقدر از برهنگى نجوشند و نخروشند .
عليا مكرّمه زينب خاتون سلام اللّه عليها فرمودند : اى زن اگر اينها را به رسم صدقه آوردهاى به خدا صدقه برما حرام است .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 812
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨١٢