تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
زبانم لال باشد چون دهم شرح مصيبت را * تنش سوراخ شد چون خانه زنبور واويلا بسى آمد به جسم اطهر او صدمه از اعداء * نبودش جاى سالم در بدن واويل وا اسفا به جنّت شد كمان از فرقت او قامت حيدر * پس آنگه كرد رو در خيمه سلطان مظلومان بگفتا يا اخا ادرك اخا اى مظهر يزدان * برادر جان به فريادم برس گشتم به خون غلطان خلاصم كن برادر از كف اين قوم بىايمان * دم مردن ببينم عارض ماهت من مضطّر حسين بشنيد آواز علمدارش همان سرور * به تندى شد سوار مركب آن فرزند پيغمبر نمودى حمله چون طومار پيچيدى همان لشگر * بيامد برسرش آن شاه دين با ديده‌هاى تر بديدش گشته در خون غوطه‌ور جسم آن هنرپرور * سرش را از وفا برداشتى بگرفت بردامان چو جان او را به آغوشش كشيد آن خسرو خوبان * بگفتا يا اخا بنگر به حالم اندر اين ميدان شكسته پشتم از داغت ز ظلم اين ستم‌كاران * در اين هامون غريب بىكس بىيار و بىياور چسان بينم تنت صد پاره افتاده در اين هامون * چه سازم اى برادر جان ندارم چاره‌اى اكنون