تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
او را تيرباران كنيد فو اللّه ان شرب الحسين الماء افناكم عن آخركم اما هو الفارس ابن الفارس و البطل المداعس به خدا اگر حسين بن على آب بياشامد هرآينه جملگى شما را از اوّل تا آخر تمام مىكند مگر نمىشناسيد و نمىدانيد كه او فارس ميدان جلادت و فرزند فارس عرصه شجاعت است . فرد
دلير است در روز جنگ‌آورى * نباشد به گيتى و را هم سرى
با تحريك و تحريص پسر سعد نابكار همه لشگر برجناب ابو الفضل عليه هجوم آوردند ، عبّاس نامدار با دست چپ حمله برايشان كرد صد و هشتاد نفر ديگر را به جهنم فرستاد در اين اثناء ظالمى بنام عبد اللّه يزيد شيبانى دست چپ آن حضرت را انداخت عبارت روايت آن است كه : فانكبّ على السيف بفيه يعنى عباس خود را از روى اسب به روى شمشير انداخت و با دندان آن را برداشت و در آن حال به خود خطاب كرد و فرمود :
يا نفس لا تخشى من الكفّار * و ابشرى برحمة الجبّار مع النّبىّ سيّد الابرار * مع جملة السّادات و الاطهار قد قطعوا ببغيهم يسارى * فاصلهم يا ربّ حرّ النّار
به همان حالت گاهى با نوك شمشير و زمانى با نيش ركاب حمله مىكرد و يداه ينفخان دما در حالى كه خون از دو دست مباركش مىجوشيد ، لشگر ديدند كه از عبّاس ديگر كارى ساخته نمىشود چيره شدند فحملوا عليه باجمعهم جميعا پس برباب الحوائج حمله كردند هركسى به تقاص خون پدر و برادر و عمو و پسر ضربتى به آن وجود مبارك مىزد و بربدنش نوك نيزه فرومىبرد ، قمر بنى هاشم دندان به روى جگر گذاشته و با خود مىگفت : عباس اينجا به سوى رحمت خدا مىروى در آنحال ناپاكى گرز آهنين در دست داشت فضربه رجل منهم بعمود من حديد ففلق هامته و انصرع عفيرا على الارض چنان عمود آهنين را برفرق آن