تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
حضرت زد كه مغز سر آن حضرت پريشان شد به روى زمين افتاد عرض كرد : يا ابا عبد اللّه عليك منّى السّلام برادر من هم رفتم تو بسلامت باشى . صدا به گوش امام عليه السّلام رسيد از همان درب خيمه فريادكنان وا اخاه ، وا عبّاس گويان آمد فحمل على القوم و كشفهم حمله برلشگر كرد و همه را از كشته برادر متفرّق نمود ، بالاى سر عباس نشست و نوحه‌سرائى كرد و بعد از گريه و ناله حمله على ظهر جواده و اقبل به الى الخيمه و طرحه و بكى عليه بكاء شديدا نعش عبّاس را برپشت اسب خود نهاد جلو مركب را گرفت و روى به خيمه آورد و زمين نهاد و نشست گريه بسيارى كرد و حاضرين همه گريستند ، سپس حضرت فرمودند : برادر ، جزاك اللّه خيرا من اخ لقد جاهدت فى اللّه حق جهاده . مرحوم علامه قزوينى مىفرمايد : اين سخن كه حضرت نعش عبّاس عليه السّلام را به خيمه حمل فرموده باشند خيلى بعيد است زيرا كه جمهور از علماء ما و از مخالفين اين را نقل نكرده‌اند بلكه علماء تصريح نموده‌اند به اينكه نعش حضرت ابو الفضل عليه السّلام به جهت كثرت زخم و جراحت و قطع شدن اعضاء به نحوى ذرّه ذرّه و پاره پاره شده بود كه قابل حمل‌ونقل نبود و آن بزرگوارى كه متصدى دفن شهداء شد جسد پاره پاره ابا الفضل عليه السّلام را در همانجا كه قطعه قطعه شده بود دفن كردند . اشعار مرحوم سيّد مداح در بيان شهادت قمر بنى هاشم سلام اللّه عليه
فتاد از زين چو برروى زمين مير غضنفر * علمدار حسين بن على نور دل حيدر عدو بگرفت دورش را ز كين آن فرقه كافر * زدند برپيكرش بسيار تيغ و نيزه و خنجر تنش شد پاره پاره آه خاك عالمم برسر
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 675 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى