تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
اسير ببيند و ايشان را شهر به شهر بگردانند و هيچ كس ايشان را يارى نكند . ام سلمه عرضه داشت : آن روزى كه جدّ اطهرت اين حديث را براى من گفت يك قبضه خاك كربلاء را عطا فرمود كه در شيشه نگاه‌دارم . امام عليه السّلام فرمود : آرى به خدا قسم كه من را در آن سرزمين به قتل رسانده و خونم را خواهند ريخت و اگر خود بدان سرزمين نروم در هركجا كه باشم البتّه به قتل خواهند رساند سپس مشتى ديگر از تربت كربلاء را به ام سلمه داده و فرمود : اين را نيز نگاه‌دار و آن روز كه اين هردو خون تازه شوند يقين بدان كه من را در كربلاء كشته‌اند .

گفتگوى عمر بن على بن ابيطالب با امام مظلوم صلوات اللّه و سلامه عليه

از عمر بن على بن ابيطالب عليه السّلام روايت شده كه گفت : چون امام مظلوم عليه السّلام در مدينه بيعت با يزيد را نپذيرفت خدمتش رفتم و آن حضرت را تنها يافتم عرض كردم : يا ابا عبد اللّه جانم فدايت حضرت مجتبى عليه السّلام از پدرم على مرتضى صلوات اللّه عليه چنين نقل فرمود ، پس مرا چنان گريه گرفت كه صدايم بلند شد و ديگر نتوانستم سخن بگويم . حضرت مرا به سينه خويش گرفته و فرمود : تو را خبر داد كه مرا به درجه شهادت خواهند رساند ؟ عرض كردم : از تو دور باد يابن رسول اللّه . باز فرمود : به حق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به قتل من اخبار فرمود ؟ عرضه داشتم : بلى ، اى كاش كه با يزيد بيعت فرمائى . حضرت فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام مرا خبر داد كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : مرا و پدرم را به درجه شهادت خواهند رساند و تربت من با مرقد مطهّر آن جناب نزديك خواهد بود چنين مىپندارى كه آن‌چه تو دانسته‌اى من ندانم ؟ به