تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
امام عليه السّلام فرمود : هرگز با يزيد بيعت نكنم بلكه به سنّت جدّ خود محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سيرت پدر خويش على مرتضى خواهم رفت هركس متابعت من نمايد و سخن حق از من قبول كند سعادت و سلامت يابد و هركس ابا كرده و از دائره اطاعت من بيرون رود صبر كنم تا آن وقت كه خداى تعالى ميان من و او حكم كند و هو خير الحاكمين . سپس روى به برادر خود محمّد بن حنفيّه نمود و فرمود : خدا توفيق را رفيق تو كند ، اينك تو را وداع مىكنم و السّلام على من اتبع الهدى و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم . بعد از آن وصيت‌نامه را به برادر خود داده و او را وداع كرد و با اهل بيت و اصحاب و عشاير به جانب مكّه روان شد .

گفتگوى امام با عليا مخدّره ام سلمه رضوان اللّه عليها

عليا مخدّره ام سلمه كه همسر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود وقتى از قصد آن جناب مطّلع شد خدمتش آمد و عرض كرد : فرزندم تقاضاى من از شما اين است كه سفر عراق را ترك نموده و من را در فراقت غمگين نفرمائى زيرا جدّ بزرگوارت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من خبر داده كه تو را در سرزمين عراق شهيد مىكنند . امام عليه السّلام فرمود : اى مادر من نيز به اين مسئله آگاه بوده و خوب مىدانم كه در كدام روز مرا كشته و قاتلم چه كسى بوده و مدفن خود و شهداى اهل بيتم كجا است و اگر بخواهى هم‌اكنون مشهد خود را به تو نشان دهم تا بدانى آنچه تو گفتى از من پنهان و پوشيده نيست ، سپس با دست مبارك اشارتى فرمود تا زمين كربلاء را آن مخدّره ديد و معسكر و مصرع ياران و فرزندان آن حضرت را مشاهده كرد ، آن عليا مخدّره بسيار گريست و ناله و افغان نمود . امام عليه السّلام فرمود : خواست خدا است كه من را مقتول و خواهران و دخترانم را