تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
غرض مىباشد . محمّد عرض كرد : مصلحت آن است كه خود را از يزيد و شهرهائى كه به او نزديك است دور بدارى به طورى كه بتوانى مردمان را به بيعت با خويش دعوت نمائى حال اگر مردم با تو بيعت كرده و اطاعتت را نمودند البتّه بايد شكر بارى تعالى بجا آورى و اگر از آن سر باز زده و ديگرى را اطاعت نمودند اين حركت به دين و عقل و مرّوت و فضل تو قطعا ضررى نخواهد رساند . از آن هراس و وحشت دارم كه به شهرى روى و جماعتى به هواخواهى تو برخاسته و جمعى ديگر با تو مخالفت نموده در نتيجه ميان تو و ايشان كار به مجادله و منازعه كشد و تو را شهيد كرده و خونت را ضايع نمايند . حضرت فرمودند : نيكو نصيحت نمودى ، حال صلاح مىدانى به كدام شهر روم ؟ محمّد گفت : ابتداء به مكّه فرود آى ، اگر اهل آنجا با تو بيعت كردند فهو المراد و در غير اين صورت به يمن رو كه اهلش با تو بيعت نموده و اطاعتت را خواهند نمود و اگر آنها نيز اطاعت ننمودند چاره‌اى نيست مگر آنكه به كوهها روى و از شهرى به شهرى پيوسته بگردى و منتظر باشى كه كار به كجا مىكشد حضرت فرمودند : به خدا قسم اگر مرا در دنيا هيچ يارى نباشد با يزيد بيعت نكنم چه آنكه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم او را نفرين نموده و فرموده است : اللهم لا تبارك فى يزيد . سپس هردو برادر چندان گريستند كه محاسن مباركشان از اشگ تر شد . محمد برآن شد كه تهيه اسباب و سازوبرگ ديده و در ركاب جلالت‌مآب آن حضرت از مدينه خارج شود حضرت او را امر به توقف نمود و فرمود : تو در همين شهر بمان و از طرف من در كارها ناظر باش و اخبار و قضايا را براى من بازگو سپس امام عليه السّلام وصيت‌نامه‌اى بدين مضمون در قلم آوردند .