آتش كارزار انداخت ، عرض كرد : يابن رسول اللّه وعده من و شما در حضور جدّت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
حضرت فرمود : آمين آمين .
ثمّ استقدم و قاتل قتالا شديدا ، سپس حمله كرد و كشتار سختى نمود و جمعى را به درك فرستاد
شعر
به پيوست تنها يكى رزم سخت * سران ريخت از تن چو بار درخت
ز بس زخم شمشير و تير و سنان * فتاد آخر از پا و بسپرد جان
همين كه حنظله به روى خاك افتاد با خداوند مناجات كرد و در حق آن كفّار از خدا بىخبر نفرين نمود ، ظالمى به بالين وى آمد زبان آن خسته و تشنه را از دهان بيرون آورد و با خنجر بريد به جرم اينكه آنها را نصيحت كرده و در حقشان نفرين نموده بود رحمة الله عليه .
شهادت حجّاج بن مسروق ( 33 )
ديگر از جانبازان و شهداء در سرزمين طف جناب حجّاج بن مسروق جعفى است كه مؤذن لشگر امام حسين عليه السّلام و به گفته برخى ركابدار آن حضرت بوده است ، وى مردى كثير الصّلوة و كثير الصّوم ، قارى قرآن و حافظ فرقان بود .
حجّاج بن مسروق وقتى روزگار را تيره و تار و حال امام عليه السّلام را آنطور زار مشاهده كرد دنيا در نظرش ظلمانى آمد و جان عزيز در پيش چشمش خوار گشت ، خدمت آن مظلوم آمد عرض كرد : قربانت گردم وقت تصدّق شدن من رسيده ، اجازه فرمائيد كه جانم را قربان شما كنم .
حضرت با ديده اشگبار اذن دادند .
حجّاج با خاطرى افسرده و روانى پژمرده روى به معركه آورد و اين رجز را خواند .