تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
حنظلة بن سعد شيبانى آمد و در مقابل امام حسين عليه السّلام ايستاد و با كمال ذوق و منتهاى شوق خود را هدف تير و سر و صورت خويش را سپر نيزه و شمشير ساخت و نگذاشت از آن باران تير و شمشير گزندى به وجود ارجمند امام عليه السّلام برسد . حاصل آنكه حنظلة بن سعد در حفظ و حراست امام عليه السّلام نهايت سعى و كوشش را مىكرد و تا آنجا كه توانست آن قوم ظالم را نصيحت كرد ، مىفرمود : يا قوم انّى اخاف عليكم مثل يوم الاحزاب اى فرقه اشرار و اى طائفه ستمكار اين خيرگى و ستم تا كى به هوش بيائيد برشما مىترسم كه مثل روز احزاب كه طائفه قريش با پيغمبر خدا كردند و مثل قوم ثمود و عاد كه با پيغمبرها نمودند ، اى قوم از خدا بترسيد و اين‌قدر ظلم در حق اين مظلوم روا مداريد . يا قوم انّى اخاف عليكم مثل يوم التناد و يا قوم لا تقتلوا حسينا اى گروه ستمگر راضى به كشتن پسر فاطمه سلام اللّه عليها مشويد ، خون اين بىگناه مظلوم را مريزيد ، از خدا بترسيد بيش از اين آزار و اذيّت روا مداريد ، از اين مقوله سخنان مىگفت و از امام عليه السّلام حفاظت و حراست مىكرد . در مناقب ابن شهرآشوب آمده كه حضرت به حنظله فرمود : خدا تو را رحمت كند كه حق نصيحت را به عمل آوردى ولى اين قوم مستحق عذاب و سزاوار سخط و عقاب خداوند عالم شده‌اند موعظه به ايشان اثر نمىكند بلكه شقاوت و ضلالتشان افزوده شده . حنظله عرض كرد : قربانت شوم راست فرمودى : جعلت فداك افلا نروح الى ربّنا و نلحق باخواننا يعنى اى مولا فداى تو شوم چه انتظار دارى آيا نمىخواهى به سوى پروردگار خود رفته و به برادران روحانى خويش ملحق شويم ؟ حضرت فرمود : چرا تو برو كه ما نيز از عقب مىآئيم . حنظله مانند شيرى كه از هستى خود چشم پوشيده باشد پروانه‌وار خود را در