اينكه نام تو را حرّ نهاد ، تو در دنيا و آخرت حرّى بعد اين اشعار را در مرثيه حرّ از دو لب گهربار اداء نمود چنانچه شيخ صدوق در امالى ذكر مىكند كه حضرت فرمود :
فنعم الحرّ حرّبنى رياح * صبور عند مشتبك الرّماح
و نعم الحرّ اذنادى حسين * فجاد بنفسه عند الصّياح
چه خوب جوانمردى بود حرّ رياحى و چقدر صبور بود كه چون او را لشگر اعداء نيزه پيچ كردند و بدنش را از نيزه مشبّك نمودند ، چه خوب جوانمردى بود كه چون صداى استغاثه و زارى حسين را شنيد در وقت صبح زود خود را به خدمت مولايش رسانيد و جان خود را فدا نمود .
و در روضة الصّفا اين يك بيت نيز اضافه شده كه از حاكم خثعمى نقل مىنمايد :
فيا ربّى اضفه فى جنان * و زوّجه من الحور الملاح
يعنى اى خداى حسين اين جوان را در روضه رضوان ميهمان كن و از حوريان او را قسمت بده .
مرحوم سيّد جزائرى مىگويد :
همين كه چشم حضرت به فرق شكافته حرّ افتاد كه مثل قرص قمر منشق گرديده دل مبارك حضرت سوخت ، دستمال از جيب بدر آورد و زخم سر حرّ را بست .
مؤلف گويد :
مرحوم حائرى در كتاب معالى السبطين فرموده :
منقول است كه شاه اسماعيل صفوى دستور داد قبر حرّ را نبش كردند تا دستمالى را كه امام عليه السّلام به سر او بسته بود از باب تيمّن و تبرّك برداشته و در خزانه نگهدارى كند تا به منظور فتح در غزوات و حروب از آن استمداد جويد وقتى مأمورين دستمال را از سر جناب حرّ باز كردند خون تازه از آن ريخت شاه دستور