نه به خدا قسم اى فرزند رسول خدا هرگز ما تو را تنها نگذاشته و رها نخواهيم كرد تا خداوند بداند كه ما سفارش پيغمبرش را درباره تو نگه داشتيم و اگر من مىدانستم كه در راه تو كشته مىشوم و سپس زنده شده و سپس ذرّات وجودم را به باد فنا مىدهند و هفتاد بار با من چنين مىشد هرگز از تو جدا نمىشدم تا آنكه در ركاب سعادتمآب تو كشته شوم و اكنون چرا چنين نكنم با اينكه يك كشته شدن بيش نيست و به دنبالش زندگانى جاودان مىباشد .
اظهار وفادارى بشير بن عمرو خضرمى به امام عليه السّلام
بعد از زهير بشير بن عمرو خضرمى « 1 » كه از جمله خواص اصحاب امام بود از جا برخاست و محضر مبارك امام عليه السّلام عرضه داشت :
اكلتنى السّباع حيّا ان فارقتك و اسئل عنك و اخذلك مع قلّة الاعوان لا يكون هذا ابدا
درندگان صحرا بدن مرا بدرند اگر من از تو جدا شوم و ترا خار بگذارم با آنكه در اين صحرا بىيار و هوادارى دشمن تو را احاطه كرده
شعر
ايا سايه فرّ يزدان ما * فداى تو بادا سر و جان ما
تو شاهى و ما بندگان توئيم * يكايك نگهبان جان توئيم
پس از اظهار وفادارى بشير بن عمرو به پيشگاه انور سلطان مظلومان ديگر تاب و توان برياران و اصحاب نمانده جملگى به پا خاستند و هركدام با زبانى گرم و لسانى حاكى از يك دنيا مهر و محبت و صفا اعلان وفادارى خود را به ساحت مقدّس اعليحضرت حسينى نمودند .
مرحوم سيّد در لهوف مىفرمايد :
در همين اثناء به بشير بن عمر ( محمد بن بشير حضرمى ) خبر رسيد كه
هامش
( 1 ) - مرحوم سيّد در لهوف نام اين بزرگوار را محمّد بن بشير الحضرمى ضبط كرده است