تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
سواره ، پياده ز بالا و پست * برفتند شمشير و نيزه به دست
جوانان هاشمى نشان با شمشيرهاى خونفشان از خيمه‌ها بيرون آمدند برمركبها نشستند و نيزه‌ها را ربودند دور قمر بنى هاشم مثل انبوه پروين در گرد ماه جمع شده خدمت امام غريب آمدند حضرت ابو الفضل العباس سلام اللّه عليه از مركب به زير آمد زمين ادب بوسيد . به نقل مرحوم مفيد در ارشاد : قال له العبّاس بن على عليه السّلام : يا اخى اتاك القوم عباس محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كرد : برادر لشگر دشمن نزديك سراپرده‌ها رسيدند ، تكليف چيست ؟ قال الامام : يا عبّاس اركب بنفسك يا اخى ، انت حتّى تلقاهم و تقول لهم مالكم و ما بدالكم و تسئلهم عمّا جائهم . امام عليه السّلام فرمود : برادرم ، عباس سوار شو ، برو نزد امير اين لشگر چون با ايشان ملاقات كردى ، به ايشان بگو : شما را چه روى داده ، براى چه جمعيّت كرده‌ايد و برسر من هجوم آورده‌ايد ؟ فاتاهم العبّاس فى نحو من عشرين فارسا منهم زهير بن القين و حبيب بن مظاهر عباس سلام اللّه عليه با بيست تن از سواران كارزار كه از جمله ايشان زهير بن قين و حبيب بن مظاهر بودند جلو لشگر آمدند . فقال لهم العبّاس : ما بدا لكم و ما تريدون عباس عليه السّلام فرمود : شما را چه شده و چه قصدى داريد ؟ قالوا : قد جاء امر الاميران نعرض عليكم ان تنزلوا على حكمه گفتند : حكم امير عبيد اللّه بن زياد است كه ما عرض بيعت يزيد به شما بنمائيم اگر قبول كرديد در امانيد و الّا همين ساعت برشما بتازيم و كار شما را بسازيم . فقال : فلا تعجلوا حتّى ارجع الى ابى عبد اللّه فاعرض عليه ما ذكرتم .