تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
امّا بعد از حمد و ثناء الهى ، موظّفى كه بين حسين و يارانش و بين آب حائل شوى و نگذارى حتّى يك قطره از آب بچشند همان طورى كه نسبت به عثمان بن عفّان اين حركت را ايشان نمودند . اين نامه روز هفتم محرّم الحرام بدست عمر بن سعد رسيد در ساعت عمرو بن حجّاج زبيدى را طلبيد و پانصد سوار مسلح و مكمّل بوى داد و او را موكل برشريعه فرات كرد و دستور داد كه از آب كاملا مواظبت كرده و نگذارند از اردوى امام احدى يك قطره از آن خورده يا بردارد سپس حجّاز بن ابجر را خواست و بوى گفت : چهار هزار لشگر بردار و برو در وقت كار يارى عمرو بن حجاج كن . آن ناپاك چهار هزار سوار برداشت و رو به نهر فرات برد لشگر مانند مور و ملخ كنار شريعه را گرفتند . سپس ابن سعد نانجيب شبث را طلبيد گفت : امير از من دلگير شده در نامه‌اش مرا توبيخ و سرزنش نموده بايد براى رفع تهمت و بدست آوردن نام و نشان سه هزار لشگر بردارى و كنار نهر فرات رفته با كمال ثبات شريعه را حفظ و حراست كنى . شبث بن ربعى سه هزار مرد خون‌ريز سفّاك را برداشت و با كوبيدن طبل و دهل خود را به كنار نهر رسانده و تمام اطراف آن را گرفتند و نمىگذارند پرنده‌اى به آن طرف پرواز نمايد . مؤلف گويد : طبق اين نقل هفت هزار و پانصد نفر موكل برآب شده و بدين ترتيب در روز هفتم آب را به روى امام حسين عليه السّلام و يارانش بستند . بديهى است كه آب مايه حيات بوده و بدون آن ادامه زندگى غير ممكن است بويژه در هواى گرم و سوزان و بالاخص در سرزمين بىآب و علف آن هم براى اردوئى كه زنان و اطفال و شيرخوارگان در آن باشند ازاينرو پس از بسته شدن آب