تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
تتحّدث . . . . . اى پسر سعد خبرهاى تو به من رسيد كه در كربلاء چه مىكنى ، به محض رسيدن نامه من به تو از حسين و اتباع او براى امير المؤمنين يزيد بيعت بگير ، اگر امتناع كرد اوّل آب را به روى و اصحابش ببند تا از تشنگى به ستوه آيند و بعد با ايشان جنگ كن و سر حسين و يارانش را به سوى من فرست . پسر سعد چون از مضمون نامه مطّلع گرديد بدنش لرزيد ، رنگ از رخسارش پريد .

واقعه روز هفتم محرّم و بستن آب را عمر سعد ملعون براردوى كيوان شكوه

در كتاب قمقام آمده است كه آورده‌اند شبث بن ربعى ملعون در اين ايّام كه ابن زياد لشگر به مدد و نصرت عمر سعد مىفرستاد شبث بن ربعى تمارض كرده و به دار الامارة نمىرفت تا بلكه بدين ترتيب ابن زياد او را از رفتن به كربلاء معاف دارد ، ابن زياد از كراهت داشتن وى بااطّلاع شد به دو پيغام فرستاد كه از آنها مباش كه حقتعالى درباره ايشان فرموده : و اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الى شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزئون « 1 » اگر برطريق اطاعت مستقيم باشى بايد نزد ما آئى ، شبث شبانگاه نزد عبيد اللّه آمد تا رنگ گونه او را نيك نتواند تميز داد ، ابن زياد او را مرحبا گفته نزد خويش بنشانده گفت : مىبايد به كربلاء روى . شبث قبول كرد ، على الصّباح با هزار سوار روانه شد ، از آن پس ابن زياد نامه ديگر به عمر بن سعد نوشت و مضمون آن اين بود : امّا بعد : حلّ بين الحسين و اصحابه و بين الماء فلايذ و قوامنه قطرة كما صنع بالتّقىّ الزّكى عثمان بن عفّان
هامش
( 1 ) - سوره بقره آيه ( 14 )
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 359 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى