تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
اضطرابى ، مگر عزم شغل و عمل تازه‌اى دارى ؟ عمر در جواب گفت : سركردگى اين لشگر را اختيار كرده‌ام از براى جنگ با حسين بن على عليهما السّلام ، و انّما قتله عندى كاكلة آكل او شربة ماء به تحقيق كشتن او در نزد من مثل آسانى خوردن يك لقمه يا آشاميدن يك جرعه آب مىباشد و هرگاه او را به قتل رسانيدم بزرگى و رياست خواهم كرد در ملك رى . كامل در جواب او فرمود : واى برتو اى عمر بن سعد ، اراده دارى كه جناب حسين پسر دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به قتل رسانى ؟ ! افّ لك و لدينك يا عمر يعنى افّ برتو باد و بردين تو باد اى عمر مگر پست شمرده‌اى حق را و باطل دانسته‌اى هدايت را اما تعلم الى حرب من تخرج و لمن تقاتل اى عمر ، آيا مىدانى كه به سوى حرب و جنگ چه كسى بيرون مىروى و با كه بناى مقاتله و جدال دارى ، انّا للّه و انّا اليه راجعون . پس كامل فرمود : اى عمر و اللّه كه همه دنيا و آنچه در آن است را اگر به من دهند براى كشتن يك نفر از امّت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله قبول نخواهم كرد ، پس چگونه تو اراده دارى به قتل رسانى جناب حسين فرزند دختر رسولخدا را و ما الّذى تقول عند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اذا وردت عليه و قد قتلت ولده و قرّة عينه و ثمرة فؤآده واى برتو اى عمر بن سعد چه جواب مىگوئى در نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هرگاه در فرداى قيامت براو وارد شوى در حالتى كه كشته باشى تو فرزند و نور چشم و ميوه دل او را . اى عمر او در زمان ما به منزله جدّش مىباشد كه در زمان خود بود و اطاعت و فرمان‌بردارى از وى برما واجبست مثل اطاعت پدرش امير المؤمنين عليه السّلام . اى عمر واقع شده‌اى در ميان بهشت و دوزخ ، پس اختيار كن از براى خود آنچه را كه صلاح و نجات خود را در آن ميدانى . اى عمر و اللّه من شهادت مىدهم كه اگر با او مجادله نمائى و به قتلش رسانى يا