تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نمىكنند ، بار خدايا داد ما از ظالمان بستان ، پس فرمود : كوچ بايد كرد و به جانب كربلاء روان شد و برحسب اشارت او از آن منزل روز چهارشنبه رفتند و روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سنه احدى و ستّين ( 61 ) بود كه به كربلاء فرود آمدند ، امام حسين عليه السّلام از اصحاب خويش پرسيد : اين است كربلاء ؟ گفتند : آرى . امام حسين عليه السّلام فرمود : بلى هم زمين كرب است و هم بلا كه جاى كشتن ما و محطّ رجال و مناخ شتران ما اين زمين خواهد بود و خون‌هاى ما براين خاك ريخته خواهد شد ، پس بارها بريك طرف از آب فرات نهادند و خيمه‌ها برپا كردند و برادران و پسران عم او هريك به جهت خود خيمه بزدند چنانچه خيام اصحاب و موالى آن حضرت اطراف خيمه امام حسين عليه السّلام بود ، چون در خيمه‌ها بياسودند امام حسين عليه السّلام شمشير خويش اصلاح مىفرمود و مولى ابو ذر غفارى در خدمت آن سرور اخيار بود ، آن حضرت با خويش در تفكّر بود و اين اشعار را مىخواند :
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالاشراق و الاصيل من طالب و صاحب قتيل * ما اقرب الوعد من الرّحيل و كلّ حىّ سالك السّبيل * و انّما الامر الى الجليل
خواهران آن حضرت زينب و امّ كلثوم آواز آن سرور را شنيده و گفتند : اى برادر اين سخن ، « 1 » سخن كيست كه يقين دانسته است او را خواهند كشت ؟
هامش
( 1 ) - مؤلف گويد : مرحوم مفيد در ارشاد اين فقره از واقعه را چنين نقل فرموده : حضرت على بن الحسين عليه السّلام حديث فرمود كه در آن شبى كه پدرم در صبح آن شهيد شدند من به حالت مرض نشسته بودم و عمّه‌ام عليا مخدّره حضرت زينب سلام اللّه عليها از من پرستارى مىنمود كه ناگاه ديدم پدرم كناره گرفت و به خيمه خود رفت و جوين آزاد كرده ابو ذر با آن حضرت بود و شمشير آن جناب را اصلاح مىنمود