تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
رفتند . و روايتى است كه هردو را از آب بيرون كرده در آن ساحل قبرى كنده به خاك كردند و تا امروز زائران زيارت مىكنند . آن‌گاه مقاتل غلامان را فرمود تا اوّل دستهاى او را بريدند ، آنگاه پاهايش را پس هردو گوشش را قطع كردند و هردو چشمش بركندند و شكمش را شكافته ، اعضاى بريده وى را در آن نهادند و سنگى برآن بسته به آب انداختند ، زمانى برآمد آب به موج درآمد و او را بر كنار انداخت تا سه بار ، اين صورت واقع شد ، گفتند : آب او را قبول نمىكند ، چاهى بكندند و او را در آن چاه افكندند و پر خاك و سنگ كردند ، فرصتى را زمين بلرزيد و او را برروى افكند و تا سه نوبت اين معنى مشاهده افتاد گفتند : خاك نيز اين مردود را قبول ندارد ، پس بدان خرماستانها رفتند و هيزم خشك‌شده آوردند و آتشى برافروخته وى را در آن انداختند تا بسوخت و خاكسترش را به باد دادند ، پس دو جنازه حاضر كردند و پسر پيرزن و غلامش را برآن خوابانيده به در شهر بردند و آنجا كه باب بنى خزيمه است با جامه خونين دفن كردند و هواداران اهل بيت پنهانى ماتم شاهزادگان داشتند .