صرف فعل ماضى از باب افعيلال
/ احمارّ / بسيار سرخ بود يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب / احمارّا / بسيار سرخ بودند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ احمارّوا / بسيار سرخ بودند مردان غائب در زمان گذشته
/ احمارّت / بسيار سرخ بود يك زن غائب در زمان گذشته
مؤنث غائب / احمارّتا / بسيار سرخ بودند دو زن غائب در زمان گذشته
/ احماررن / بسيار سرخ بودند زنان غائب در زمان گذشته
/ احماررت / بسيار سرخ بودى تو يك مرد حاضر در زمان گذشته
مذكر حاضر / احماررتما / بسيار سرخ بوديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
/ احماررتم / بسيار سرخ بوديد شما مردان حاضر در زمان گذشته
/ احماررت / بسيار سرخ بودى تو يك زن حاضر در زمان گذشته
مؤنث حاضر / احماررتما / بسيار سرخ بوديد شما دوزن حاضر در زمان گذشته
/ احماررتنّ / بسيار سرخ بوديد شما زنان حاضر در زمان گذشته
متكلّم وحده / احماررت / بسيار سرخ بودم من در زمان گذشته
متكلّم مع الغير / احماررنا / بسيار سرخ بوديم ما در زمان گذشته
صرف فعل مضارع از باب افعيلال
/ يحمارّ / بسيار سرخ مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مذكر غائب يحمارّان / بسيار سرخ مىباشند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يحمارّون / بسيار سرخ مىباشند مردان غائب در زمان حال يا آينده
/ تحمارّ / بسيار سرخ مىباشد يك زن غائب در زمان حال يا آينده
مؤنث غائب / تحمارّان / بسيار سرخ مىباشند دو زن غائب در زمان حال يا آينده