صيغ قبلى نبود فلذا ادغام نموديم .
صرف فعل مضارع از باب افعلال
/ يحمرّ / سرخ مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مذكر غائب / يحمرّان / سرخ مىباشند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يحمرّون / سرخ مىباشند مردان غائب در زمان حال يا آينده
/ تحمرّ / سرخ مىباشد يك زن غائب در زمان حال يا آينده
مؤنث غائب / تحمرّان / سرخ مىباشند دو زن در زمان حال يا آينده
/ يحمررن / سرخ مىباشند زنان غائب در زمان حال يا آينده
/ تحمّر / سرخ مىباشى اى مرد حاضر در زمان حال يا آينده
مذكر حاضر / تحمرّان / سرخ مىباشيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده
/ تحمرّون / سرخ مىباشيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده
/ تحمرّين / سرخ مىباشى اى زن حاضر در زمان حال يا آينده
مؤنث حاضر / تحمرّان / سرخ مىباشيد شما دو زن حاضر در زمان حال آينده
/ تحمررن / سرخ مىباشيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده
متكلم وحده / احمرّ / سرخ مىباشم من در زمان حال يا آينده
متكلم مع الغير / نحمرّ / سرخ مىباشيم ما در زمان حال يا آينده
تذكار - در دو صيغه جمع مؤنث حاضر و غائب ادغام نكرده و بفكّ خوانديم وجه و علّتش همان وجهى است كه در ماضى آن گفته شد .
صرف امر غائب از باب افعلال
/ ليحمرّ / بايد سرخ باشد يك مرد غائب در زمان حال
مذكر / ليحمرّا / بايد سرخ باشند دو مرد غائب در زمان حال