/ يحماررن / بسيار سرخ مىباشند زنان غائب در زمان حال يا آينده
/ تحمارّ / بسيار سرخ مىباشى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده
مذكر حاضر / تحمارّان / بسيار سرخ مىباشيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده
/ تحمارّون / بسيار سرخ مىباشيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده
/ تحمارّين / بسيار سرخ مىباشى تو يك زن حاضر در زمان حال يا آينده
مؤنث حاضر / تحمارّان / بسيار سرخ مىباشيد شما دو زن حاضر در زمان حال يا آينده
/ تحماررن / بسيار سرخ مىباشيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده
متكلم وحده / احمارّ / بسيار سرخ مىباشم من در زمان حاضر
متكلم مع الغير / نحمارّ / بسيار سرخ مىباشيم ما در زمان حاضر
صرف امر غائب از باب افعيلال
/ ليحمّار / بايد زياد سرخ باشد يك مرد غائب در زمان حال
مذكر / ليحمارّا / بايد زياد سرخ باشند دو مرد غائب در زمان حال
/ ليحمارّوا / بايد زياد سرخ باشند مردان غائب در زمان حال
/ لتحمارّ / بايد زياد سرخ باشد يك زن غائب در زمان حال
مؤنث / لتحمارّا / بايد زياد سرخ باشند دو زن غائب در زمان حال
/ ليحماررن / بايد زياد سرخ باشند زنان غائب در زمان حال
متكلم وحده / لاحمارّ / بايد زياد سرخ باشم من در زمان حال
متكلم مع الغير / لنحمارّ / بايد زياد سرخ باشيم ما در زمان حال
صرف فعل امر حاضر از باب افعيلال
/ احمارّ / زياد سرخ باش تو يكمرد حاضر در زمان حال
مذكر / احمارّا / زياد سرخ باشيد شما دو مرد حاضر در زمان حال