براى هر يك از اين اسامى دلايلى است و ما به وجه تسميّهء سه نام از اين شهر ، كه در قرآن كريم آمده ، اشاره مىكنيم :
1 - بَكَّه :
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ . « 1 »
گروهى « بكّه » را همان « مكّه » دانستهاند كه « ميم » آن تبديل به « با » شده و از لحاظ مفهوم ، به يك معنا هستند ، گروهى ديگر ، تفاوت اندكى براى آن دو قائل شدهاند ؛ به اين صورت كه مسجدالحرام يا كعبه را « بكّه » و نام شهر را « مكّه » دانستهاند . « 2 » به نظر مىرسد با توجه به آيهء بالا ، بكّه بايد يكى از نامهاى شهر باشد .
براى بكّه چندين معنا آوردهاند ؛ از جمله : بكّه ، از « بكّ » مشتق شده ؛ يعنى غرور گردنكشان و متكبّران را در هم مىكوبد و يا گردن آنان را مىشكند . بكّه در جايى نيز به معناى ازدحام آمده است . « 3 »
2 - مكّه
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ . . . . « 4 »
براى مكّه نيز چند معنا گفتهاند ؛ از جمله : مكّه ، از « مَكّ » به معناى كمى آب مشتق
هامش
( 1 ) . آل عمران : 96 ، « همانا نخستين خانهاى كه براى مردم ساخته شد ، خانهاى است كه در بكه قرار داشته و مبارك و هدايتى براى جهانيان است . »
( 2 ) . زبيدى ، تاج العروس ، ج 7 ، ص 111 ؛ فاسى المكّى ، همان ، ص 77 ؛ ابن ابى شيبه ، المصنف فىالاحاديث والآثار ، ج 4 ، ص 357
( 3 ) . ابن منظور ، همان ، ج 10 ، ص 402 ؛ فاسى المكّى ، همان ، ص 77 ؛ فاكهى ، همان ، ج 2 ، ص 282 ؛ ابن ابى شيبه ، همان ، ج 4 ، ص 357 ؛ شيخ صدوق ، علل الشرايع ، ج 2 ، ص 39
( 4 ) . فتح : 24