تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و آثار اسلامى (مكه مكرمه و مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
« اگر ما بنشينيم و پيامبر صلى الله عليه و آله كار كند ، براى ما امرى خطا و ناپسند است . » هنگامىكه ديوارها را بالا مىبردند ، پيامبر صلى الله عليه و آله در پاداش زحمات اصحاب چنين سرودند :
لا عَيْشَ الَّا عَيْشُ الآخِرَةِ * الَّلهُمَّ ارْحَمِ الْأَنْصارَ وَالْمُهاجِرَة « 1 »
در اين ميان ، عمار از همه بيشتر كار مىكرد و اصحاب نيز بر او بار بيشترى مىدادند . همهء صحابه هر كدام يك خشت و تنها عمار دو خشت حمل مىكرد ؛ لذا عمار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللَّه ، اينان مرا كشتند ؛ بر گردهء من بارى مىنهند كه خود آن را حمل نمىكنند ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به وى فرمود : اى پسر سميّه ، آنان تو را نمىكشند ، همانا تو را گروهى باغى و ستمكار مىكشند ؛ « إِنِّما تَقْتُلُكَ الْفِئَةَ الباغَيَةِ » . « 2 » به روايت بخارى ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : « عمار آنان را به بهشت فرا مىخواند و ايشان او را به آتش دعوت مىكنند . » « 3 » اصحاب پس از بالا بردن ديوارها ، سقف مسجد را با شاخه‌هاى نخل پوشانيدند . بعضى از آن حضرت پرسيدند : آن را مسقّف نكنيم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خير ، سايه‌بانى مىخواهم چون عريش ( سايبان ) موسى . پس از آن ، مكانى براى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله به سمت بيت المقدس مشخص كردند ، آنگاه براى مسجد سه در قرار دادند . درى در آخر مسجد ؛ درى كه به آن « باب الرّحمه » و « باب عاتكه » مىگفتند و درى كه بعدها باب جبرئيل عليه السلام نام گرفت . كنار مسجد نيز حجره‌هايى براى پيامبر صلى الله عليه و آله ساختند و آن حضرت با عايشه و سوده در آن ساكن شد . براى ايشان درى از خانه به مسجد نيز گشودند . « 4 » آنگاه
هامش
( 1 ) ابن هشام ، همان‌جا ؛ ابن قيم جوزى ، همان ، ج 2 ، ص 145 ؛ ابن سعد ، همان ، ج 1 ، ص 240 با عبارت : « فَاغفِر الأنصار والمهاجرة » ؛ بخارى در صحيح خود چنين آورده است . « الّلهمّ لا خير إلّاخير الآخرة ، فَاغْفر الأنصار و المهاجرة » ( صحيح ، جزء اول ، كتاب الصلاة ، حديث ، ص 292 - 292 ) . ( 2 ) ابن هشام ، همان ، ج 1 ، ص 497 ؛ متقى الهندى ، كنزالعمال ، ج 16 ، ص 137 ( 3 ) بخارى ، صحيح [ جزء اول ، كتاب الصلاة حديث 408 ] ص 302 ( 4 ) ابن قيم جوزى ، همان ، ج 2 ، ص 146 ؛ ابن سعد ، همان ، ج 1 ، ص 240